۱. مرور زمان و کتب استاد
يکي از بهانههايي که براي نخواندن آثار استاد مطهري وجود دارد اين است که کتابهاي ايشان، متعلق به بيست و اندي تا چهل و اندي سال پيش است . اين کتابها براي اين زمان که هزاران مسألهي جور و واجور به ميدان آمده ، کاربرد نداشته و تاريخ مصرف آنها به پايان رسيده است .
در حال حاضر ، ما در دست بسياري از کساني که اهل مطالعه هستند ، کتابهايي با اسمهاي قلمبه و سلمبه ميبينيم که به بهانهي آشنايي با مکاتب جديد به مطالعهي آنها ميپردازند و چه بسيار جواناني پاکي که به دليل گوش ندادن به سخنان ولي فقيه ، با خواندن چنين کتبي در دام آن چه افتادهاند که نبايد .
ببينيم امام و مقام معظم رهبري دربارهي اين مسأله چه ميگويند ؟ امام عزيز در پيامي به مناسبت سالروز شهادت استاد شهيد مرتضي مطهري ميگويند :
« سالروز شهادت شهيدي مطهر است که در عمر کوتاه خود اثرات جاويدي به يادگار گذاشت که پرتوي از وجدان بيدار و روح سرشار از عشق به مکتب بود . »
اگر قرار باشد طبق وعدهاي که کرديم ، با نگاهي موشکافانه و همراه با تفکر به اين سخنان دقت کنيم ، بايد پرسيد که « جاويد » به چه معناست ؟ همه ميدانيم که جاويد به معناي ماندگار و از بين نرفتني است . چيزي که مشمول مرور زمان نميشود .
شايد کسي بگويد که اين قدر هم نبايد ريز شد . حالا يک کلمهي جاويد پيدا کردهاي و ميخواهي با آن يک مدعاي بزرگ را ثابت کني . بدون هيچ حرفي ، سخنان مقام معظم رهبري را در مقابلش ميگذاريم که ميفرمايند :
« مبادا کسي خيال کند که ما بعد از انقلاب که مرتب کتابهاي شهيد مطهري را طبع و منتشر ميکنيم ، تکراري است . نه در سخن حق و نه در کلام حکمت ، تکرار نيست . »
« البته آثار آن بزرگوار ، مثل ياد او زنده است . کتابهاي شهيد مطهري قابل مردن و تمام شدن نيست . »
« آن چه کهنه نميشود ، معارف و حقايقي است که هنوز جامعهي ما محتاج دانستن و تکرار کردن و از بر کردن آنهاست و آن همان محتواي کتابهاي شهيد مطهري است . »
2 . کتابهايي همگاني
يکي ديگر از بهانههايي که نتيجهاش دوري از کتب استاد ميباشد ، اين است که ميگويند : اين کتب به درد همه نميخورد . قشر خاصي ميتوانند از آن استفاده کنند. بعضي ميگويند سطح کتابها آن قدر بالاست که جز آنهايي که بهرهاي از علوم اسلامي دارند ، همه ؛ مخصوصاً جوانان نميتوانند از آن استفاده کنند . عدهاي ديگر هم ميگويند سطح کتب پايين است و به درد عوام ميخورد ؛ اما امام و مقام معظم رهبري اعتقادي ديگر دارند .
امام راحل ميفرمايند :
« او با قلمي روان و فکري توانا در تحليل مسائل اسلامي و توضيح حقايق فلسفي با زبان مردم و بيقلق و اضطراب به تعليم جامعه پرداخت . »
امام ميفرمايند : « تعليم جامعه » ؛ نه تعليم قشر خاص . ايشان در جايي ديگر ميفرمايند :
« خدمتي که به نسل جوان مرحوم مطهري کرده است کم کسي کرده است . »
چگونه استاد به نسل جوان خدمت کرده ، در حالي که بيان و قلمش براي جوانان قابل فهم نيست ؟!
حضرت روح الله در جايي ديگر ميگويند :
« مواعظ و نصايح او که از قلبي سرشار از ايمان و عقيدت نشأت ميگرفت ، براي عارف و عامي سودمند و فرح زاست . »
ميدانيد عارفي که امام ميگويد ، کيست ؟ او که در قلهي عرفان قرار گرفته ، هر کشکول به دستِ تسبيح چرخاني را شايستهي چنين نامي نميداند . عارفي که امام ، او را لايق نام عارف بداند هم ، از نظر ايشان نيازمند مطالعهي کتب استاد است . مگر اين که باز هم کسي بگويد سخني بود که گفته شد ، شما جدي نگيريد .
مقام معظم رهبري هم ميفرمايند :
« اين کتابها و مباحث و گفتارهايي که آن عالم دلسوز و مؤيد من عندالله به آنها پرداخته است ؛ چه مباحث اجتماعي و چه مباحث فکري ، چه مباحث عمومي و چه مباحث فلسفي خاص، يکايک آنها براي جامعه لازم و حياتي است . »
بله ، براي جامعه ؛ نه قشر خاصي . به راستي ما بر سر اين مسألهي لازم و حياتي چه قدر سرمايهگذاري کردهايم ؟ اصلاً اين قصه چه قدر براي ما اهميت دارد ؟
حضرت آيت الله خامنهاي باز هم ميفرمايند :
« هنوز جامعهي ما و نسل جوان و جامعهي فرهنگي و علمي ما به دانستن همان مطالبي که آن بزرگوار از زبان قلمش فيضان کرد و در اختيار امت اسلام گذاشت ، محتاجند . »
ايشان ، ابتدا جامعه را به صورت عام و بعد نسل جوان و جامعهي فرهنگي و علمي را به صورت خاص بيان ميکنند . حال يا بايد ما خودمان را تافتهاي جدا بافته از جامعه بدانيم که اين احتياج ، در ما راهي ندارد و يا اين که عمل کنيم بدان چه خواندهايم .
مقام معظم رهبري در جمع معلمان و کارگران فرمودند :
« امروز جوانان ما ، دانشجويان ما ، معلمان ما ، کارگران ما اگر ميخواهند در زمينهي افکار اسلامي عمق پيدا کنند و پاسخ سؤالات خود را پيدا نمايند ، بايد به کتابهاي شهيد مطهري مراجعه کنند . بايد راه را در مقابل افکار جوان ، نسل جوان ، جويندگان بي غرض قرار داد و براي اين کار ، يکي از بهترين وسايل همين افکار ناب و برجسته و بلند اين مجاهد في سبيل الله است که جان خودش را هم در اين راه داد .
